تبلیغات
راه فـــــــــردا - ریشه
 

 

راه فـــــــــردا

! گر در طلبت رنجی, ما را برسد شاید ... چون عشق حرم باشد سهلست بیابان‌ها

.... هرچقدر هم که دور شوم باز  می مانم نزدیک 
فرقی نمیکند که بر وفق باشد یا نه
که بر دل اثر بگذارد یا نه
که عقل و دل را بیچاره کند - که کرد - که دنیا و باب هایش باز بمانَد یا نه.
تنهایی اختیار می کنم .... اکنون و اکنون های دیگر .....
این تنهایی برایم شیرین است - با آنکه در های تنها نماندن زیاد است برایم !! زیاد - شاید این دیوانگی ست
و خودم نخواهم و نخواهم و نخواهــــــــــــــم
عین یک دیوانگی .... یک دیوانگی شیرین - که اشک ها را هم از شوری در می آورد -
فکر میکنم به این شیرینی
فکر .... فکر .... 
به شیرینی این اختیار...
و شیریینی این افتخار ... که دل نبندم بر هــــــــــــــیچ
دل نخواهم داد بر هیـــــــــــــــــچ
هیـــــــــــــــــــچ چیــــــــــــــــز به چشمان من نخواهد آمد....


.... و این هیچ که میگویم -در حقیقت همه چیز است .. همه چیزهایی که هستند بی تــــــــــــو -



دنیا و داشته هایش ، نجابت و ایمان، دین و عشق ، زیبایی و حیا ، آرامش و یاد ، حضور قلب و انتظار
همه و همه با هم گرد می آید در این تنگنای عقل و دل که بی این دو ، هیچ نیست در این خاکدان هستی ِ حضور ما ......


تو خواهی ماند ....

هر جا که باشی
عین تمام افتخارات و ایمان و حجب و احساسی که - هیچ وقت ؛ هیچ گاه - از دست ندادمش و
ریشه داشت ....
همچون عشق من که ریشه دواند بر جان عاقل و جدا شدنی نیست


http://www.pro.uploadpa.com/?file=138485344749647_12040702381716j0q3915l2bp.jpg

نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 ساعت 01:18 ب.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات غیر فعال |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت