تبلیغات
راه فـــــــــردا - انتظار یونس .........
 

 

راه فـــــــــردا

! گر در طلبت رنجی, ما را برسد شاید ... چون عشق حرم باشد سهلست بیابان‌ها

شب از نیمه گذشته و چشم دل به امتداد پر تلاطم فانوس های آسمان خیره شده ....
ایستاده ای روبروی آسمان و غرق در اندیشه های پر بیم و امید و حیرت زده از ابهت و عظمت ِ شاهکار ِ دوست....
که از ابتدای زندگی ات ، هرچه بود و هرچه نبود، از او بود و از او دیدی ؛ و هرچه از او دیدی راضی به رضایش شدی ؛ و نارضایتی ِ گه گاهت، حاصل ظلم خودت بود و دیگران....
نگاه کن ! می بینی ؟
این جا زمین است و پر شده از صدای ظالم و وسوز و گداز ِ بی نوا ....
دلگرفته می شوی از این روزهای تار و بی باران ِ عشق و آفت زدگی های پوچ دنیایی ! که خرمن دلهای پاک را نشانه گرفته اند ....

************

صدای یونس می آید .... مانده در قهقرای تنهایی اش .... ندارد کسی جز تو را ! تاریکی های دلهره آور ِِ اندرون این نهنگ ِ عظیم دنیایی ، وحشت زده اش کرده !

قرعه زدی و باختم به نام ِ تو .... تاوان ِ بی صبری هایم  ام را پس می دهم ! میدانم !

ببخشای و رحمت بفرست .... اشک هایم را باران کن .... باران ِ یاری ....

آری یونس به انتظار نشسته ! به انتظار ِ تو ..........!




«لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ»  [1]



پ.ن:  [1] : سوره مبارکه انبیاء آیه 87

پ.ن:  گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید
چون عشق حرم باشد سهلست بیابان‌ها
هر تیر که در کیشست گر بر دل ریش آید
ما نیز یکی باشیم از جمله قربان‌ها - سعدی


راه فــــــردا


نوشته شده در دوشنبه 24 تیر 1392 ساعت 01:58 ق.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات ارزشمندتان |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت