تبلیغات
راه فـــــــــردا - أصحاب الشمس
 

 

راه فـــــــــردا

! گر در طلبت رنجی, ما را برسد شاید ... چون عشق حرم باشد سهلست بیابان‌ها


 

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ  آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.





چندی ست که قصد نوشتن خطی بر این احساس دارم ...
افسوس که دست و قلمم از نوشتن باز مانده اند و ذهنم در باب توصیف این مصیبت کبری ناتوان است و نقش صدای بغض آلود کودکی را دارد که " نه می تواند بگوید " و " نه می تواند فراموش کند " و "نه دل ِ ماندن دارد " .
کم نگفته اند و کم نخواندیم در باب آن " غوغای عظیم " و  " آن مصیبت کبری " " آن واقعه سوزناک " و " آن فرهنگ و هدف اصیل ِ ایستادگی در برابر ظلم " و " پیروزی حق بر باطل " .
آری کم نگفته اند و کم نشنیده ایم ; اما " کم گذاشته ایم " . کم گذاشته ایم از " درک هدف و تلاش برای تغییر نگاه " . کم گذاشته ایم از " حصول شناخت پیام ناب و بر حق واقعه عاشورا ".
آری .. کم گذاشته ایم از " تمامی ِ آنچه که باید بفهمیم و بگوییم و عمل کنیم ".  افسوس ... افسوس که این سطر های تکراری و این واژه های شعارگونه هم کفاف دل نمیکند  و راضی نمیشویم به این گفتن ها و این بغض ها و این افسوس ها .
و در خلال تمامی نوشته های عاشورایی  و درس ها و ماندگاری شان , صدایی مانده است در عمق تاریخ که لرزه افکنی اش تا به انتهای دنیا باقی ست و جان هر  مدعی ِ عشق را به درد ِ شرم می اندازد و دل های پرده افکنده و غافل را " تکانی ناغافل میدهد " .
نجوایی باقی مانده در شاهراه ناتمام هستی که قدرت نفوذی به سان فریاد دارد .
 " هل من ناصر ینصرنی " را که می شنوم , دلم می لرزد; بغض میکنم ;  آه می کشم  و افسوس می خورم به ناتوانی خود و تقدیری که ما را  همراه ِ  آن زمانه ی آن خورشید بی همتا قرار نداد و حس مسئولیت عظیم ِ وجدانی و انسانی و شرعی در قبال لبیک  چنین آوای بر حقی  در اکنون و آینده .

... و  آنگاه اشک می شود این بغض سوزناک ; و نفرین می شود بر آن بی وفایان ِ حیوان صفت ِ نالایق ; که عذاب ِ شرم بر وجود ِ ننگشان جاری و لکه ی بدنامی برای همیشه عضو جدایی ناپذیر ِ یادشان باد !
و تمام هستی و دنیا و تمام سرزمین های این عالم فدای آن ارواح پاک و وجودهای مقدسی که استوار بر سر " حق" ایستادگی کردند    - والاترین عزت نثارشان باد -

وسلام هایی ناتمام بر تک تک عهد بستگان آن خورشید گهربار.
می دانم که شایسته توصیف  " کلام حق " نیستم و در این میان تنها - خسی که میل به ارتقا دارد - فقط امید دارم  و آرزوی نثار وجود ناچیز در قبال احساس عشقم .

... کربلا هنوز باقی ست . و عاشورایی دیگر در راه است ...
هنوز واقعه به انتها نرسیده و به ثمر نشستن فرهنگ عظیم ِ " حق در مقابل باطل " ادامه دارد ...
احساس ترسی دارم از ناتوانی و سستی در این راه - ترس از کوفی شدن  در مسیر کربلای آخر الزمان -  ترس از بی وفایی و بدعهدی در پاسخ ندای هل من ناصری دیگر ...
و در عین حال امیدواری به یاری ِ - همیشه همراه ِ یگانه - برای تمییز حق و باطل در  لحظه لحظه های زندگی و توکل بر ذات پاک او در مسیر ِ وهم آلود ِ دنیای امروز  و شناخت ِ - ناحقان بر ظاهر حق زمان - در امروزها و فردا ها ...

اللّهمَ ارزُقنا شَفاعةَ الحُسَینِ یومَ الورودِ ...


پ.ن : الهی هر لحظه از زندگیم شدیدا به یاری تو تنها یاور همیشگیم نیاز دارم ... تویی که درد و دلهای اعماق قلب و هستی ام را می دانی و تنها رهایم نمیکنی ...

پ.ن : عرض تسلیت به ساحت مقدس امام زمان (عج)

اصحاب الشمس



نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر 1390 ساعت 05:15 ب.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات گهربارتان |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت