تبلیغات
راه فـــــــــردا - مرا بسوزان و برو !
 

 

راه فـــــــــردا

! گر در طلبت رنجی, ما را برسد شاید ... چون عشق حرم باشد سهلست بیابان‌ها

http://img2.me/t9Oc1.jpeg




"گرم اشکی"
و "سوز ِ دلی" و "شوق دیداری" و " نگاه خسته ای " و "کورسوی امیدی" نثار این " آشفته دل" ...

" جان ِ بی جانی " و " طنین عشق بی پایانی " و " ندای پر آوازه ی هستی ام " فنای  تو ...

که این سوخته دل , خود فانی ست و از خستگی ِ این راه طاقت فرسا و این دیار نابجا و این نامردمان بی وفا دلگیر است و ترک دل کرده !

ای وای ازین راه نشین آشفته دل که سوز و گداز بیابان هم آرامش  نمیکند و بس تنگ است این جا و مکان در  دل رویایی ِ بی نشانش ; و ننگ است دلهای ناپاک و خود شیفته و هزار چهره و بی نهایت پر پیچ !

دنیا , دنیای فناست و دلها حرامسرای پوچی ها و دلواپسی ها . نقطه ای کور میشود انتهای راه و اندیشه ها همچنان ختم به پست ترین زاویه ی چاه درون .

اینجا مکان ماندن نیست و حیف است در بند این زنجیر ماندن ...

مرا بسوزان و برو ... که سوختن بِه از ماندن و درجا زدن ... آرامشی  نیست در دل  و دلی باقی نمانده در این راستای کوته فکری و سبک مغزی ها !


اینجا سراسر نامردی و بی خردی ست ...

 بندی باقی نمانده برای عهد بستن

نگاهی پاک نمانده برای یک قسم

و دلی امید ندارد به بودن و ماندن

مرا بسوزان و برو  ! که من فنای تو ام .. که این راز جاودانه ماندنم است .... فنای تو ...

هستی ام از آن تو و روحم نثارت

مرا ازین زمین پست برهان !

اینجا جای ماندن نیست

سخت است برایم که بگویم و اما نتوانم که لب به سخن بگشایم ...

امید دارم اما به منبع  وصال و یگانگی ات ...

به آرامش غیر قابل وصف روح ِ بی نشان و ماتم زده ام در جوارت !

به عبوری که با ماندنم همراه باشد و این  سوختن و جدایی از "ننگین سرای نیستی" و " عروج به عشق خانه ی حضور پر رنگت " ....


مرا بسوزان و برو

شاید که این خاکستر , زبانی باشد برای تمام این ناگفته ها و راهی باشد برای هدایت  

شاید ... شاید دلی راه به اینجا بیاورد و اندوهی فرو نشیند و قلبی بتپد و عهدی پا برجا بماند و قطعه ای ازین سرزمین فرومایه , به بلندی بگراید !



مرا بسوزان و برو !

پ.ن : چنین قفس نه جای چو من خوش الحانی ست ... روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
پ.ن :  دلگیری زیاد و این حال مطلق فانی و  این انسانهای عجیب و" ناکامل " ...
پ.ن : آشفته بازار دلم این روزها نای صبر  از من ربوده و دست به قلم شدن هم برای کافی نیست !
پ.ن : مرا بسوزان و برو !



نوشته شده در یکشنبه 28 فروردین 1390 ساعت 12:29 ق.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت