تبلیغات
راه فـــــــــردا
 

 

راه فـــــــــردا

! گر در طلبت رنجی, ما را برسد شاید ... چون عشق حرم باشد سهلست بیابان‌ها

تابستان،
در اوج آتش بازی های  آسمانی اش،
یک دل ِ سیر "سبز شدن" دارد.....
نو شدن...
تازه شدن ...

سبز می شوم ...
وقتی که میخندی....

 برای سبز شدن
بهانه شو !

http://upload.tehran98.com/upme/uploads/d275bd7a3d1f10451.jpg

نوشته شده در یکشنبه 11 مرداد 1394 ساعت 09:39 ق.ظ توسط ~ Nora ~ * نظرات سبزتان * |

زندگی،
نقش آفرین ماهری ست...
زیر بار نقش های سنگینش خم نشوی ...

اما، من در وزنه ی نگاه پر امید تو،
از شوق ، شكستم...
و از شادی ، امیدوار ...


 به تو امیدوارم
 "راهت" را طی كن...
راه زیبایی كه
با فردا
توافقش كرده ای....




پ.ن: درد است... برخی دیدن ها
 در هر زمینه ای، دستی بگیری و دلی شاد كنی... خوش آید بنده را و خلق خدا را
پ.ن:  ماهی گرفتن یاد بده....عمری به انتظار ماهی نمیتوان نشست...
پ.ن: یكی از برنامه های قطعی آینده م اینه كه ثروتی ویژه راه اندازی موسسه یا مركزی برای كمك و همكاری به كودكان كار انجام راه بندازم.... 
اما حس نیازمندی و حاجتمندی نداشته باشن
...خودشجوش و فعال و با عزت نفس و مدیر بار بیان
پ.ن :  خدای مهربون... به یاریت در هر لحظه نیاز داریم

http://upload.tehran98.com/upme/uploads/e71fdb0ec57a910b1.jpg





نوشته شده در شنبه 20 تیر 1394 ساعت 10:54 ق.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات پر مهرتان |

عشق ِ من... مادر ِ من... شعبه ای از خورشیدی
منبع شور و وفا... صاحب هر امّیدی !
عاشقم من به صفای قَدمت... گوهر ِ ناب...
شرمسارم اگرم گاه ز من رنجیدی ...


همیشه تا ابد مدیون تو ام...
مدیون ایثارت... از جان گذشتگی هایت...
مهربانی هایت... صبوری هایت...
كلام نابت... عالمه بودنت ...

...حجب و حیایت كه زبانزد... ناب كلامت كه موثر... اراده ، عشق و والایی ِ علم و دینت كه راه بلدِ آدم ها...
(آه ... كه هیچ گاه نتوانم كه مثل تو شوم)...

****
دوستت دارم
هایم را جمع میكنم درون جعبه ی دل...
میگشایمش برایت...
میشوی اش؟... ملودی ناب احساس من است كه به عشق ِ تو برخواسته...

دوستتــــــــ دارم عشقــــــــــــــــــم مــــــــــــــــادرم....


پ.ن:  عرض تبریك میلاد دخت نبی اكرم حضرت فاطمه زهرا(س) اسوه ی زنان دو عالم ، و روز ِمبارك زنان مومن و مهربان این مرز و بوم...
پ.ن: دوستتتتتتتت دارم ماااااااادر



نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین 1394 ساعت 09:10 ب.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات گهربارتان |

عطر سیب را می مانی به وقت آمدن
بی نشان و آرام میآیی...
سكوت میكنی
سایه می پاشانی
و می روی
انگار كه هرگز ...


http://best4v.persiangig.com/apple324.jpg


نوشته شده در پنجشنبه 30 بهمن 1393 ساعت 01:37 ق.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات غیر فعال |

اولین باری ست که بی تصویر است...
نوشته ام را میگویم ...
منتظرم ، روزی ، جایی ، خودت بیاوری تصویرت را ...
قابش کنی در امتداد احساسم ...
و من ... پشت کنم به تمام آدم ها و دشت ها ...
فقط تو را بنگرم و شعر های روان بپاشم به عاشقی ات

منتظرم خودت بیایی، از لابلای آدمهایی که نه از گذشته اند ، نه از امروز
از جنس فرداهای خالص اند...
که هیچ کس و هیچ چیز برایم "تو" نخواهد شد
***

من ... دل کنده ام از هرچه درد بود ...
"با من سخن بگو"
بی شک تو همان راز نهفته ای خواهی بود که من در همه چیز به دنبالش بودم جز تویی که باید ...




پ.ن: دروغ چرا ؟ ... حال و روز این روزهایم خوب نیست...
فقط می گذرانم ... سرم را بند همه چیز میکنم
تا فکر نکنم... فقط.




نوشته شده در دوشنبه 29 دی 1393 ساعت 11:35 ب.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات غیر فعال |

آمدی ...  با همه ی سردی هایت ... با تمام زیبایی ات ...
با هر چه که در دل داشتی ... زمســـتان ِ من ...
با همه ی دلتنگی هایم آمدی و جاده های پر پیچ و خم امید را برایم هموار کردی ...

***
دوستت خواهم داشت ... برای یک عمر ... با یک افتخار ...
 برای یک احساس ناب ِ با تو بودن ...
به اندازه ی برف های ناتمام ِ قله ها و قطب های یخی جهان ... !

***
احساس من در این واژه ها نمیگنجد ... تو  سرگشته ترین وجود ِ احساس ِ یک شقایقی ...
کسی نمیداند ...
که شقایق چقدر افسوس می خورد به دوری اش ...
و ارتباط برف ها با ریشه های دلسوخته ی یک گل ِ تنها چقدر هویداست ...

***

زمستان که می آید ، تونل تاریک ِ گذراندن های بی تو به سر می رسد ...
همه جا سراسر نور می شود ...
پر از عطر تو ... شوری میاید در دل ...
انگار تمام این جاده و این مسیر ناتمام ، به یکباره قدم میگذارد به وصالش ...

افق عشق من تمام نشدنی ست ...
باتمام دردهای راه و زخم های دیگران ، یک "تو" وجود دارد
آن هم برای همیشه باقی ست ...

پ.ن: عکس ها دلم رو گرفت ... مستقیم مرتبط به متن نبود
پ.ن: این نوشته هیچ مخاطبی ندارد صرفا تقدیمی ست به احساسی که شاید روزی زنده شود
پ.ن: من فوق العاده به جاده هراز و گردنه ها و تونل ها و دماوند و امامزاده هاشمش علاقه مندم ...

پ.ن: لینک های مرتبط پیشین :
http://rahefarda.mihanblog.com/post/36
http://rahefarda.mihanblog.com/post/18



http://uploadax.ir/images/4gfih7datgfzd3mmk34o.jpg

نوشته شده در دوشنبه 1 دی 1393 ساعت 12:05 ب.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات غیرفعال |

پاییـــــــز به سكانس آخر خود نزدیك می شود
برگ ها , ست زرد و نارنجی را به سرخ می آرایند  ...
و چای این فنجان , در سكوت ِ فراموشی ِ نوشیدن , سرد می شود ...
نمیدانیم ..... بخندیم یا گریه كنیم ؟ " به رنگارنگی این برگها یا زوال و سكوت ِ خزان ؟ "

 Nov2014




نوشته شده در شنبه 1 آذر 1393 ساعت 01:29 ق.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات غیرفعال |

به اندازه ی یک غروب . . .
یک غروب ِ دلگرفته . . .
چه فرقی میکند که جمعه باشد یا نه . . .
وقتی که هر ساعت و هر لحظه از تو دوریم . . .
دور بودن از معشوق , به مرور نابود میکند ؛ دل را ... روح را . . .  هستی و وجود را !
و به مرور . . . می میراند شوق را . . .
و متزلزل میکند پایه های امید را . . .
و من این احساس تلخ را به سخت ترین حد نهان ِ و آشکار ِ خود , چشیده ام !

*****

مگذار که آوار شود این نابسامانی ها بر سازه های دل منتظرانت . . .
مگذار که باقی بماند تکه های پلیدی و شیشه های بُرّنده ی هر ظالم بر سرزمین صلح و عشــــــق . . .

*****

لیک , هر چه بود و هست به واقع خواهد بود؛ چیزی نیست جز : امیـــــــــــــــد . . .
که در سخت ترین سنگ های سختی و بی دلی و بی طاقتی , رخنه می کند و شعاع نور می تاباند . . .
من . . . ما . . . امیدواریـــــــــــــم و منتظر . . .





پ.ن: عرض تسلیت ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان , خاندان گهربار و یاران با وفایش . . .
و عرض به تسلیت مولانا صاحب الامر(عج) . . .


پ.ن : من . . . به این انتظـــــــــــــار . . . خو گـــــــــرفته ام . . .

پ.ن : التماس دعا



نوشته شده در سه شنبه 13 آبان 1393 ساعت 04:55 ب.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات ارزشمندتان |

قبل تر ها ...
دلی بود...
شادی ای ...
آرامشی...
وقتی که  درد و دلی میکردی با انها
حرفی میزدند ...
لبخندی ...
خوابی می دیدی...
رویای صادقه ای ...
احساس خالصی ...

حال چه ؟!

احساس می کنم گم شده ام...
فراموش شده ام ...
فراموش...

شاید دور شدم از مدت ها پیش...
از دلم ... شاید گمش کرده ام...
کمکی می خواهم ...




Nora-Oct2014
www.rahefarda.mihanblog.com


نوشته شده در جمعه 9 آبان 1393 ساعت 11:28 ق.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات غیر فعال |

قدمی گذاشته ام به دیدن رویت...
به احساس حضورت ...
به تمامی این ثانیه ها  که من ِ نابینا , سرم را به غیر تو بند کرده ام... و دلم را از جایی که باید باشد کنده ام !!
این لحظه اما ...  دلم به دالان عشق و رحمت تو قدم گذاشته ...
این بار به پاس این نفس ها , این احساس ها , این تمرکز و عقل , این چراغ های راهنمای زندگی ام که به من لطف داشته ای...

بهترین سرمایه ام "زمان" ...  به سجده در آمده ام این بار ...
برای  این موهبت عظیم و از دست رفتنی , مرا از هر چیزی که نالایق میکندش از داشتن , باز دار ...


یگاه عشـــــــــق من .... ای ناتمام ِ دنیا...



سر سجود بر آورده این دل و چندان شکیب نیست
که هیچ رایحه خوش تر ز دیدن روی حبیب نیست


گذشته این همه سال و امید من به دیدن رویت
که هیچ بنده از عشق خالص تو , بی نصیب نیست




پ.ن: خدایا دوستت دارم... ممنون
پ.ن: من به این انتظار خو گرفته ام ...
پ.ن: منتظر روی گل یوسف زهرا ...



نوشته شده در چهارشنبه 26 شهریور 1393 ساعت 12:28 ب.ظ توسط ~ Nora ~ نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت